کد خبر 301611
۱۸ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۴۱

وحشت پهلوی از روی کار آمدن دموکرات‌ها در آمریکا

وحشت پهلوی از روی کار آمدن دموکرات‌ها در آمریکا

وقتی صدها هزار تن سیمان زیر باران بنادر ایران به سنگ تبدیل می‌شد و ۶۳ درصد درآمد کشور در جیب ۲۰ درصد مرفه می‌رفت، پرویز راجی در خاطراتش از وحشت محمدرضا پهلوی برای روی کار آمدن دموکرات‌ها در آمریکا نوشت؛ هراسی که البته پشت درهای بسته نیاوران با باج‌دهی نفتی و تسلیحاتی فروکش کرد.

به گزارش حیات به نقل از فارس، شوکِ امضای قرارداد فروش ۱۶۰ فروند جنگنده F-16 و سامانه‌های پیشرفته «آواکس» به تهران درست در اوج مانورهای تبلیغاتی کاخ سفید درباره «حقوق بشر»، خط بطلانی کشید بر تمام شعارهایی که دموکرات‌ها در واشنگتن سر می‌دادند. وقتی جیمی کارتر در آذر ۱۳۵۵ (نوامبر ۱۹۷۶) کلید کاخ سفید را تحویل گرفت، محمدرضا پهلوی که سال‌ها به چک‌های سفید امضای جمهوری‌خواهانی چون نیکسون و کیسینجر خو کرده بود، دچار هراسی شدید شد. پرویز راجی، سفیر وقت رژیم پهلوی در لندن، در یادداشت‌های روزانه خود این وحشت شاه را ثبت کرده است: «اگر کارتر به ریاست جمهوری برسد چون احتمالاً سیاستی شبیه کندی برخواهد گزید، لذا ما ترجیح می‌دهیم که جرالد فورد بار دیگر به ریاست جمهوری آمریکا انتخاب شود.»
وحشت پهلوی از روی کار آمدن دموکرات‌ها در آمریکا
اما معامله پشت پرده، بسیار سریع‌تر از آنچه تصور می‌شد شکل گرفت. اردیبهشت ۱۳۵۶، سایروس ونس، وزیر امور خارجه کارتر، وارد کاخ نیاوران شد تا خیالی آسوده به شاه بدهد؛ امنیت ژاندارم خلیج فارس و خریدهای تسلیحاتی تسلیم‌ناپذیرند. ونس در خاطراتش صراحتاً اولویت سیاست خارجی آمریکا را فاش می‌سازد: «منافع ملی ما ایجاب می‌کرد از شاه پشتیبانی کنیم تا او بتواند به نقش سازنده‌اش در منطقه ادامه دهد… ایران یکی از مورد اطمینان‌ترین صادرکنندگان نفت به غرب و متحدین ما در ناتو بود.» در همان جلسه، قول رسمی واگذاری پیشرفته‌ترین سلاح‌ها به شاه داده شد تا ثابت شود شعار «نه ویتنام دیگر و نه پینوشه‌های دیگر»، تنها ابزاری برای فریب افکار عمومی آمریکا پس از رسوایی واترگیت بوده است. در بعد داخلی، رژیم پهلوی ادعای اجرای «فضای باز سیاسی» و برنامه‌های توسعه را مطرح می‌کرد، اما آمار و فکت‌های اقتصادی ساختار فلج‌کننده کشور را برملا می‌ساختند. در برنامه پنجم توسعه (۱۳۵۲-۱۳۵۷)، بهای نفت ناگهان چهار برابر شد و درآمد پیش‌بینی‌شده نفتی از ۲۰.۸ میلیارد دلار به ۹۸.۲ میلیارد دلار رسید. اما بی‌لیاقتی در مدیریت هزینه‌ها به حدی بود که کشتی‌های حامل کالا تا ۶ ماه در بنادر معطل تخلیه می‌ماندند، انبوه کالاها زیر آفتاب و باران فاسد می‌شد و صدها هزار تن سیمان به سنگ تبدیل شد.
وحشت پهلوی از روی کار آمدن دموکرات‌ها در آمریکا
بر اساس گزارش رسمی وزارت خارجه آمریکا در سال ۱۳۵۴، ۲۰ درصد طبقه مرفه جامعه ۶۳.۵ درصد از کل درآمد ملی را می‌بلعیدند، در حالی که ۴۰ درصد طبقه فقیر تنها ۱۱ درصد سهم داشتند. حضور بیش از ۶۰ هزار تکنسین و مستشار آمریکایی با دستمزدهای کلان و عطش بی‌پایان شاه برای خرید تجهیزات نظامی، کمر اقتصاد کشور را شکست. داریوش همایون، وزیر اطلاعات کابینه آموزگار، در اعترافی صریح پیرامون این ورشکستگی می‌نویسد: «اقتصاد ایران بدون تزریق میلیاردها درآمد نفت به بهای خشکاندن سریع چاه‌های نفت، نمی‌توانست روی پای خود بایستد… صنعت آن تاب ایستادگی در برابر رقابت خارجی نداشت، کشاورزی‌اش هر سال سهم کمتری از نیازهای ملی را بر می‌آورد و اکثریت مردمش در روستاها و زاغه‌های شهرها هیچ چیز در حد مناسب و کافی نداشتند.» در همین دوران، لاف زدن‌های نخست‌وزیر وقت که «بودجه ایران از آمریکا بزرگتر است» و برنامه‌ریزی غیرکارشناسی برای تولید ۲۳ هزار مگاوات برق هسته‌ای با هزینه‌های ده‌ها میلیارد دلاری در کشوری با ۵۰۰ تریلیون پای مکعب ذخایر گاز، عمق بحران تصمیم‌گیری را نشان می‌داد.
وحشت پهلوی از روی کار آمدن دموکرات‌ها در آمریکا
نگاه تحقیرآمیز شاه به ملت نیز بر آتش نارضایتی‌ها می‌افزود. او در فروردین ۱۳۵۷ در سخنرانی خود منطق دموکراسی اعطایی‌اش را این‌گونه بیان کرد: «ما امروز تصمیم گرفته‌ایم که هر چه بیشتر در مملکت ایران آزادی‌های فردی منهای آزادی در خیانت را به مردم روز به روز بیشتر بدهیم.» در چارچوب فکری شاه، هرگونه اعتراض به فساد و وابستگی به آمریکا «خیانت» محسوب می‌شد.
وحشت پهلوی از روی کار آمدن دموکرات‌ها در آمریکا
با اوج‌گیری تورم در تابستان ۱۳۵۵، حکومت به جای چاره‌جویی اقتصادی، به بازاریان و کسبه حمله کرد؛ ساواک با راه اندازی دادگاه‌های اصناف، پروانه کسب صدها مغازه‌دار را لغو کرد، هزاران نفر را جریمه نمود و ۸۰۰ دکاندار را به زندان‌های تا ۲ سال محکوم ساخت؛ خشونتی که یکی از بازاریان آن را تبدیل شدن «انقلاب سفید به انقلاب سرخ» نامید و بازار را ناگزیر به پیوند با علما و مردم ساخت. بازخوانی این بخش از تاریخ مشخص می‌سازد که واشنگتن هرگز به دنبال دموکراسی و حقوق بشر در ایران نبود و شاه نیز تمام آینده کشور را قربانی وابستگی نظامی و هوس‌های شخصی کرده بود. جملات مشهور رجال پهلوی مانند علم که می‌گفت «برای اداره کردن ایران دو چیز لازم است؛ زور زیاد و عقل کم» یا هویدا که می‌گفت «من هر چه کارشناسان اقتصادی بگویند، وارونه‌اش را عمل می‌کنم»، عصاره حکمرانی رژیمی بود که با وجود دلارهای نفتی و چتر حمایتی کاخ سفید، در برابر اراده و خشم ملت ایران دوام نیاورد و فروپاشید.
منابع: ۱. کتاب «تاریخ بیست‌وپنج‌ساله ایران؛ جلد دوم» از سرهنگ نجاتی
۲. خاطرات پرویز راجی خدمتگزار تخت طاووس
۳. کتاب «انتخاب‌های سخت» از سایرس ونس
انتهای پیام//

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha